الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

599

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

و نيز از منذربن جهضم نقل كرده ، مىگويد : چون در مورد دفن حسن‌بن على اختلاف كردند سعدبن ابىوقاص و ابوهريره از سرِ زمين خودشان آمدند و سعد شروع كرد با حسين عليه السلام حرف‌زدن و مىگفت : خدا را خدا را ! همچنان با حسين عليه السلام حرف زد تا او از تصميم خود دست برداشت ! و نيز از عبادبن عبداللَّه‌بن زبير نقل كرده ، مىگويد : آن روز شنيدم عايشه مىگفت : اين‌كار هرگز نمىشود ، او را در قبرستان بقيع دفن كنند و با ايشان ( پيامبر صلى الله عليه و آله ، ابوبكر و عمر ) چهارمى نمىشود ! نه به خدا قسم ! خانهء من است ، پيامبر صلى الله عليه و آله در زمان حياتش آن را به من بخشيده است و عمر هم با اين‌كه خليفه بود جز با دستور من در آن‌جا دفن نشد ، و حسن در نزد من برترى و امتياز خاصى ندارد ! راوى مىگويد : از ابان‌بن عثمان شنيدم كه مىگفت : به‌راستى كه اين بازيچهء عجيبى است ، فرزند قاتل عثمان در كنار قبر رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و ابوبكر و عمر دفن شود ؟ ولى اميرالمؤمنين شهيد مظلوم ( عثمان ) در قبرستان بقيع دفن مىشود . و باز از نملةبن ابىنمله نقل كرده‌اند ، مىگفت : مردم آن روز ، مهم و سنگين مىشمردند كه كسى در كنار ايشان دفن شود ! از اين‌رو به مروان گفتند : حق با تو است هيچ‌كس نبايد چهارمين ايشان باشد ! از خارجةبن زيد نقل كرده ، مىگويد : آن‌روز مردم سخن مروان را صواب شمردند و پنداشتند كه او به حق مانع شده است و هرگز نبايد كسى با ايشان - يعنى ابوبكر و عمر - سومين باشد . « 1 »

--> ( 1 ) - شرح حال امام حسن : ص 221 - 225 .